تفعل ما ترید

خرید بک لینک
هر شب زمانی هست که به بهانهای بذر ضعف از میانم رشد کند. گویی پیچکی که از ابتدا خشکیده میروید و میبالد تا تمام مرا در خود بفشارد. و من به هراس هر شب به داسی ریشهاش میزنم اما باز بذری هست و شبی دیگر. و گواهم بر این تکرار، زخمه های داس است. که اگر نبود خود نیز هیچ ندانستم اینها که گفتم وهم است یا واقعیت! +اینکه میگویم ضعف، جامع ضعف هاست، از ترس تا حزن. یا اصلا بهتر است اینطور بگویم؛ هر چه احساس که انسان را بفشارد. تفعل ما ترید...

ما را در سایت تفعل ما ترید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 10:21

[هر چه مینویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم همه آن است که یقین ندانم که نبشتنش بهتر است از نانبشتنش. چون احوال عاشقان نویسم نشاید، چون احوال عاقلان نویسم نشاید، هرچه نویسم هم نشاید، و اگر هیچ ننویسم هم نشاید، و اگر گویم نشاید،و اگر خاموش گردم هم نشاید. و اگر این واگویم نشاید و اگر وانگویم هم نشاید.] و پیش از آن مینویسد؛ [ای دوست میترسم و جای ترس است از مکر سرنوشت.] و پس از آن به اندوه میگوید؛ [کاش یکبارگی نادان شدمی تا از خود خلاصی یافتمی.] و گمانم پس از آن حالش چندان خوش نمانده باشد. +میگویند به همدان عودتش دادند تا حکم در زادگاهش اجرا شود. حکم در ششم جمادیالثانی سال ۵۲۵ هجری اجرا شد. قاضی را در پاسی از شب گذشته به دار آویختند تا شهر در خواب باشد و کسی از اجرای حکم آگاهی نداشته باشد. تفعل ما ترید...

ما را در سایت تفعل ما ترید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 10:21


[رادیو آکواریوم۲۲]


+نمیدانم تا به حال از زیر پل سید خندان رد شدهای یا نه. ولی انگار قرار است من امشب را تا صبح زیر همین پل بمانم. میشنوی صدایم را؟

++عکس؛ قدیمی است، از زیر پل سید خندان. شاید سالها پیش بود که پسری پنهانی توی آن شلوغی کشیدش و شاید هم تا به حال از زیر پل پاکش کرده باشند.

تفعل ما ترید...

ما را در سایت تفعل ما ترید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 10:21

امشب روی دوشم گریه میکردی با اینکه اینهمه راه بود بین ما. گفتمت طاها من و تو ما نیستیم، که من دردهای تو را هیچ نکشیدم. گفتی رنج هام را نگفتم از من خودت را جدا کنی. گفتی: به همت ریختم. به هم ریخته بودن... گفتم؛ به هم نریختم جانم. برو استراحت کن. معمولا وقتی از خواب بیدار شویم همه چیز بهتر است. گفتی؛ شش ماه بعد...سه سال انتظار... گفتم؛ همه اش همین است، تکرارش نکن. و میدانم، از چشمهات خواندم قبول نکردی که همه اش همین است. خوابیدی. شاید هم مثل من گفتی میخوابی و رفتی... +من زیر پل سید خندان بودم که کسی پیامی داد آلبوم امید نعمتی را دانلود کن. گفتمش باشد، گفت چه شبی! گفتم راست میگویی. ++من زیر پل سید خندان بودم که حافظ گفت؛ مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد... +++و من زیر پل سیدخندان بودم و همانجا پسری که پس از سه سال با معشوقهاش حرف زده بود روی دوشم گریه کرد. ++++و من هنوز زیر پل سید خندانم، کم کم دارد آفتاب میزند، گمانم باید برگردم... تفعل ما ترید...

ما را در سایت تفعل ما ترید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 10:21

این خاصیت این روزهاست، روزهایی که صبحهاش چشم باز میکنی رو به پنجره و میبینی بیرون دانه های ریز برف سرگردان توی باد تاب میخورند. روزهایی که مگر چیزی به اضطرار از تختت بیرون بکشد. روزهایی که میدانی هیچ دانه برفی روی زمین گرم نخواهد ماند... اینروزها روزهای بازگشت میشود خود به خود، به شعر، به ترانه، به داستان، به موسیقی... +از این قرار است؛ [آلبوم جز عشق نمیخواهم؛ علیرضا عصار] [آلبوم حرمان امید نعمتی] [آلبوم انا کتیر شیرین عبدالوهاب] [ترک های پراکنده از نیلز فرام] [فلامنکو عربی] [جاز سیناترا] [رادیو آکواریوم های گذشته] [آرشیو رادیو پای، قسمت چلوکبابی مسلم] [مجموعه کامل منزوی قسمت غزلیات] [اشعار رهی معیری] [دیوان حافظ] [چهل و پنج داستان کوتاه از بیست و شش نویسنده آلمانی زبان] [قاف یاسین حجازی] [اشعار پراکنده محمود درویش و صوتهای شعرخوانیش] [نزار قبانی] [ریپیت سعاد الصباح با ترانه لا تسال] [خیال] تفعل ما ترید...

ما را در سایت تفعل ما ترید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 10:21

"اینکه این دانه های سپید سرگردان توی هوا رطوبت منجمد است، در عقل ما جا نمیشود شازده. میدانی که؛ عقل ما به چشممان است، چشممان هم که چند نمره ضعیف. خب همین است که فکر میکنیم فرشته ها دارند توی آسمان پر میزنند." +راستی شازده، اینروزها بال زدن فرشته ها هم دیگر حالمان را خوب نمیکند. تفعل ما ترید...

ما را در سایت تفعل ما ترید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 10:21

"این انصاف نبود که هیچ دانه برفی از آن هوای دیروز روی زمین نماند. بهمن بی برف که نمیشود! آن هم با این هوای صاف و آفتابی که گویی اواخر اسفند یا اوایل فروردین. اصلا تا دیر نشده، همین روز اول بهمنی باید گپی با خدا بزنم، اگر قرار باشد اینطور پیش برود بهمنمان بهمن نمیشود هیچ، ممکن است درختهای توی دلمان هم از هول شکوفه بدهند." +و عوض فکر کردن به غم اینکه «تاریخ چیست؟» پیش از امتحان قریب الوقوع تاریخ حقوق، تاریخ امروز چشمم را گرفت. تفعل ما ترید...

ما را در سایت تفعل ما ترید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 10:21

ما در عصر احتمال به سر می بریم در عصر شک و شاید در عصر پیش بینی وضع هوا از هر طرف که باد بیاید در عصر قاطعیت تردید عصر جدید عصری که هیچ اصلی جز اصل احتمال، یقینی نیست اما من بی نام تو حتی یک لحظه احتمال ندارم چشمان تو عین الیقین من قطعیت نگاه تو دین من است من از تو ناگزیرم من بی نام ناگزیر تو می میرم +نه یکبار، نه ده بار که بارها باید قیصر را گشود و غرق شد. ++بعد از امتحان دقیقا همین میچسبد. تفعل ما ترید...

ما را در سایت تفعل ما ترید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 10:21

تهش هم یه بسته قهوهای چارخونه رو دو دستی جلو میاره و با لبخند میگه: اینم برای تشکر بابت همه زحمتایی که توی ترم گذشته کشیدین. هرچند ناقابل.


+ جامعه شناسی گیدنز، فرهنگ نظریه حقوق بیکس! این موجود تپل قد کوتاه با اون لبخندای همشگیش خوب میدونه چطوری باید منو دیوونه کنه:)

++در راستای امتحانات هی به خودم میگم: پسر نمره مهم نیست، نمره مهم نیست:/!

+++ تیتر؛ از یک عاشقانه آرام نادر خان ابراهیمی.

تفعل ما ترید...

ما را در سایت تفعل ما ترید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 10:21

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
تفعل ما ترید...

ما را در سایت تفعل ما ترید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 10:21

صفحه بندی